أبو القاسم گرجي

149

تاريخ فقه و فقها ( فارسي )

مىداد و از اين ره گذر به مذهب شيعهء اماميه و استحكام آراء اصلى و فرعى ايشان خدمت مىكرد . روش او در اصول پيروى از دليل عقل بود و از اين رو نه تنها با اشاعره بلكه حتّى با ظاهريان از اماميه نيز مخالفت مىكرد . در فقه به خبر واحد عمل نمىكرد و در استنباط احكام از ادلهء اصوليهء لفظيه و عقليه استفاده مىكرد و لذا با محدّثين و اخباريين از اماميه نيز موافقت نداشت . در بيان مطالب بدون اين كه به تمهيد مقدمه بپردازد وارد اصل مطلب مىشد و هيچ گاه از غرض به دور نمىرفت . جز به قصد توضيح و يا تمثيل به طور استطراد چيزى به ميان نمىآورد ، و در اين صورت پس از انجام مقصود به زودى به اصل مطلب باز مىگشت . در بحثها و سخنان خود طالب چيزى جز حقيقت نبود و لذا راه جدل و خصومت نمىپيمود ، و از طريقهء اعتدال منحرف نمىشد ، و خلاصه : همواره متوجه مسئوليت خود در مقابل خالق و خلق بود . منزلت علمى سيد بين معاصران از كتب و رسائلى كه در مقام پاسخ به مسائلى كه از اقطار مختلف اسلامى از او سؤال شده است تأليف كرده به خوبى مشهود است . « 1 » اين سؤالات بعضى به قصد اخذ رأى از راه استدلال بوده « 2 » و بعضى به قصد عمل به مضمون جواب به عنوان تقليد « 3 » و بعض ديگر به قصد انكار و تعجيز « 4 » ، و بالاخره قسمتى نيز به قصد تعرض به بعضى از آراء اماميه و يا متكلمين به طور كلى « 5 » بوده است . چنان كه ذكر شد بعضى از اين رسائل جواب مسائلى است كه در سنين جوانى پيش از آن كه به زعامت اماميه برسد از او سؤال شده « 6 » و اين خود روشنترين گواه بر عظمت منزلت او نزد معاصران است . سيد بعضى از مؤلفات و قصائد خود را به جهت پاسخ به خواستهء بعضى از خلفا « 7 »

--> « 1 » . مانند المسائل الموصلية ، و المسائل الطرابلسية ، و مسائل اهل مصر ، و المسائل الديلمية ، و المسائل الجرجانية ، و مسائل ديگر . « 2 » كتاب انتصار ملاحظه شود . « 3 » . مسائل اهل ميافارقين ملاحظه شود . « 4 » . المسائل التبانيات كه ابو عبد اللَّه بن التبان ، متكلم ( 419 ه ) سؤال كرده ، و نيز المسائل الموصلية الثالثة ملاحظه شود . « 5 » همان جا . « 6 » . المسائل الموصلية الاولى ملاحظه شود . « 7 » . ديوان سيد ، 1 / 16 ، 62 ، 288 و موارد ديگر ملاحظه شود .